|
ترجمه: فرشته جنیدی ویرایش: امیررضا الماسیان مزاحمت ارواح جنجالگر مسئلهای نیست كه به تازگی به وجود آمده باشد، چنین مواردی در حدود سال 900 بعد از میلاد در چین و حتی قبل از آن، بر طبق سند دیگری، در 530 قبل از میلاد در روم ایتالیا دیده شده بود. عبارت اصلی پولترگایست به زبان آلمانی و به معنای ارواح جنجالگر است كه به پدیدههایی اختصاص دارد كه اغلب سر و صداهای عجیبی ایجاد میكنند. این پدیده بیشتر به یك شخص مربوط میشود تا یك مكان. شخصی كه مركز حمله قرار گرفته به هر كجا كه برود، اعمال ارواح شرور در تعقیب اوست. آندرو گرین1 پژوهشگر معروف پدیدههای فراروانی اعتقاد دارد به هیچ وجه این پدیدهها صرفاً مربوط به شخص جوان و مؤنثی كه تا حدودی تحت استرس قرار گرفته است، نیست. او می گوید این تجارب نمونهای از سایكوكینهسیس، یعنی قابلیت به حركت در آوردن اشیاء و ایجاد سر و صدا، تنها از طریق فكر و ذهن است. در نتیجه این پدیده میتواند منتج از یك ذهن ناخودآگاه و خلاق افراد، از هر جنسیت و از سنین 3 تا اواخر40 سالگی باشد كه در نتیجه ضربات روحی و مشكلات روانی، و در اثر عواطف و احساسات سركوب شده به وجود آمده است.
تجاربی در ارتباط با ارواح جنجالگر اتفاقی غیرمعمول در حال وقوع بود، جابهجایی و مرتب شدن خود به خود لوازم منزل، بوهای نامطبوع، صداهای عجیب و غریب و ... در آگوست 1992 خانواده گریگز2 دو ماه بود كه به خانه ای در پورت اسموت انگلستان نقل مكان كرده بودند. ساختمان دارای دو اطاق در بالا و دو اطاق در پایین بود. به نظر میرسید كه مركز این سر و صداها، یكی از اطاقهای طبقه پایین باشد. تمام اعضای خانواده میترسیدند كه وارد آن شوند. خانم گریگز با ناامیدی، یك كشیش و یك سایكیك (شخصی كه دارای تواناییهای فراروانی است) را برای بررسی آنچه كه اتفاق میافتاد به منزلشان دعوت كرد. با ناباوری متوجه شدند كه دلیل تمام این اتفاقات دختر جوانشان جاسمین است كه توسط روح مستأجر قبلی تسخیر شده است. صحت این فرضیه زمانی آشكار گردید كه جاسمین ناگهان با لهجه و صدایی عجیب شروع به صحبت كرد. صدای او بدون آن كه كنترلی بر آن داشته باشد، شبیه فردی بزرگسال بود. او به سؤالات مادرش مرتب با لهجه شمالی، پاسخ میداد. برای بررسی بیشتر موضوع، دو مدیوم (واسطه ارتباط با ارواح) دعوت شدند، آنها شبح را مردی به نام «پرسی» شناسایی كردند كه اهل شمال انگلستان بود. بر طبق گفته آن دو، جاسمین و پرسی دوستانی صمیمی شده بودند. گرین معتقد است كه این مورد نشان میدهد كه چگونه نیروی ذهنی تحت تأثیر مشكلات ذهنی میتواند شبیه به پدیدههای مافوق طبیعی بروز كند و با اغلب پدیدههای فراروانی متعارف اشتباه گرفته شود. این نظریه همچنین توسط متخصص پدیدههای فراروانی ویلیام جی. رول3 آمریكائی تأیید گردید. او دریافت كه از 92 مورد حضور ارواح جنجالگر كه فردی مركزیت آن را دارد، چهار مورد، حملات صرعی بودهاند. پس از مطالعه تحقیقی رول، گرین نیز پذیرفت كه در بعضی از موارد ارواح جنجالگر ممكن است ناشی از صرع موقت بخشی از مغز باشد. در این شرایط، افراد از اختلال حافظه رنج میبرند كه میتواند از یك دقیقه تا نیمساعت باشد. در طول این مدت مقداری از نیروهای مغز آزاد میشود كه منجر به (RSPK) میشود. اما بر طبق یافته رول صرع درصد كوچكی از آن موارد را در بر میگیرد. پسر 4 سالهای رفتارهای عجیبی از خود نشان داد، به طوری كه والدینش نگران شده بودند. آنها گمان بردند كه این اتفاقات نتیجه حضور موجودی فوقطبیعی است. افراد خانواده در اطراف خانه صدای ترق و تروق و شكستن چیزهایی را میشنیدند و به نظر میآمد كه اشیاء در اطراف به میل خود حركت میكنند و وسایل الكتریكی از كار افتادند. مطلب مهم این بود كه بهنظر میرسید كه آن اعمال همیشه در اطراف پسرك متمركز است. پدر آن پسر، تام جانسن در این اواخر از محل كار خود اخراج شده بود. همسرش ژولی در مورد رؤیت پدیدهای فراروانی توضیحاتی داده بود كه قابل توجهترین آنها رؤیت شبح یك راهب بود كه از پلهها به پائین سر میخورد. وقتی آنها با آقای گرین، پژوهشگر معروف پدیدههای فراروانی در ژوئن 1983 تماس گرفتند، چیزی نمانده بود كه از شدت نگرانی دیوانه شوند. آقای گرین در طول مسیر رفتن به منزل خانواده جانسن در گریوسند با خود فكر میكرد كه با توجه به نكاتی كه در تجربه آنان وجود دارد، وجود راهب شبح گونه بسیار عجیب و بعید به نظر میرسد زیرا هیچ سابقه و رابطهای میان خانه آنها و جامعه رهبانی وجود نداشته است. احتمال بیشتری میرفت كه ترس از آن پدیده غیرقابل توضیح، موجب چنین تصوری شده باشد. تمام مدارك، اصوات عجیب و غریب، عملكرد نامنظم وسایل برقی، مشاهده حركت اشیاء كوچك، خانوادهای تحت استرس همگی منجر به این شد كه آقای گرین متقاعد شود كه این ارواح نبودند كه ایجاد مشكل كرده بودند، بلكه پدیده سایكوكینهسیس یا روان جنبشی خودجوش و متناوب (RSPK)4 صورت گرفته بود كه معمولاً در ارتباط با یكی از اعضای خانواده كه تحت فشار قرار گرفته است، رخ میدهد. وقتی كه آقای گرین با خانواده جانسن ملاقات كرد، تقریباً میدانست كه منشأ مسئلهای كه پیش آمده، پسر كوچك خانواده است. گرین معتقد بود كه مسبب آن اعمال میتواند آن پسر كوچك باشد، چرا كه او احساس میكرده مورد بیتوجهی و بیمحبتی قرار گرفته است. خانواده او نیز تأیید كردند كه اخیراً زندگیشان تحت فشار بوده است. به توصیه گرین خانواده جانسن سعی نمودند میان خود روابطی طبیعی برقرار سازند. در ظرف مدتی كوتاه آن پدیده و راهب شبحگونه ناپدید شدند. پینوشت: 1. Andrew Green 2. Griggs 3. William G.Roll 4. Recurrent Spontaneous Psycho Kinesis
منبع: نشريه بينالمللی فراروانشناسی سال 2001
|