.: Add Favorites

    siteweb

  .: Make Homepage    

مقالات نشريات گنجينه‌ها اخبار کوتاه و خواندني كتب پيوندها درباره ما تماس با ما پرسش و پاسخ شماره‌هاى قبل
صفحه اصلي نقشه سايت
دريافت مقالات جديد سايت علوم باطنى از طريق پست الکترونيک

شفاي ذهن

نوسنده: ترگل شعبانخاني
  shabanarticle@yahoo.com

«اگر خواستار شفای جسم هستيد، بايد نخست ذهن را شفا بخشيد».

 (افلاطون 427-347 ق. م)

ذهن انسان يكی از اسرار طبيعت محسوب می‏شود كه هنوز دانش بسيار اندكی درباره قدرت ذهن و بسياری از پديده‏های مربوط به آن برای بشر امروز آشكار شده است. ‌‌طی دهه‏های گذشته ديدگاه‏های برخاسته از تكنولوژی، موجب شده كه وجود نيروهای ذهنی كنار گذاشته شود يا به‌كلی انكار گردد. اما اخيراً بينش جديد و غير متعصبانه علوم، برخی از اين نيروها را دوباره مورد تأييد قرار داده و اسرار آن‏ها را از نو بررسی كرده است. ‌‌امروزه پزشكان و دانشمندان با بررسی‏ها و تحقيقات علمی به عمل آمده پذيرفته‏اند كه نيروی ذهن نقش بسيار مهمی در سرنوشت و سلامتی انسان ايفا می‏كند. اگر بگوييم انرژی ذهن از نيرومندترين انرژی‏ها در زندگی بشر است اغراق نكرده‏ايم.
‌‌ در فرهنگ‏های گوناگون داستان‏های مختلفی در مورد پديده‏های غيرمتعارف و خارق‏العاده نقل شده كه در گذشته هيچ‌گونه تحقيقی در مورد آن‏ها به‌عمل نيامده است، اما در سال‏های اخير دامنه تحقيق در مورد ماوراء‌الطبيعه، انرژی ذهنی و گشودن راز رابطه متقابل و عجيب ميان ذهن و بدن گسترش پيدا كرده است كه روشن می‏كند تأثيرات و مبادله‏هايی آرام، ناديدنی و پنهان ميان ذهن و بدن در جريان است و اين جريان جزئی از ساختار طبيعت است.
در سال‏های اخير محققان برروی موارد مختلف از جمله تجويز داروهای بی‏اثر(1) يا استفاده از روش‏هايی كه نيروی ذهن منجر به كاهش ضربان قلب يا فشار خون می‏شود، آزمايش‏های مكرری انجام داده و تأثيرات عميق ذهن بر بدن را به اثبات رسانده‏اند.
عده‏ای می‏گويند اين نظريه، مقوله جديدی نيست و پزشكی به ارتباط ميان ذهن و بدن از زمان بقراط پی‏برده است آنها سخن سقراط را مثال می‏آورند كه «بيماری جسم جدا از ذهن نيست».
‌‌حال به تعريف ذهن از اين زاويه می‏پردازيم. ذهن انسان همچون اقيانوسی عظيم از انرژی، شعور و آگاهي‌ است. ذهن را می‏توان معياری جهت سنجش بيماری و يا به عبارتی انحراف از سلامتی دانست زيرا ذهن نتيجه ارتباط شعور فرد با شعور كل است و ذهن ناهنجار، ذهنی است كه شعور آن از حالت تعادل با شعور كل منحرف شده باشد. به عبارتی می‏توان گفت علت بيماری انحراف شعور از حالت تعادل است.  همه افكار، اعمال، احساسات و حتی وضعيت تندرستی ما از همين اقيانوس آگاهی نشأت می‏گيرد.
انسان موجودی است كه در تمام طول روز دمی از تفكر بازنمی‏ماند. هر فكری كه از ذهن می‏گذرد، بر تركيبات شيميايی بدن تأثير می‏گذارد و اگر افكار انسان منفی و مخرب باشد احساسات و عواطف ويران‌گری را موجب می‏شود. اين‌گونه هيجانات و تنش‏ها به جسم لطمه می‏زند و سبب بيماری‏هايی از قبيل زخم‏های دستگاه گوارش، عوارض قلبی، فشار خون، انواع بيماری‏های عصبی و غيره می‏گردد.
دكتر « ديپاك چوپرا»(2)عقيده دارد كه مسئله بهبود و شفا اساساً يك امر فيزيكی نيست بلكه فرآيندی ذهنی است . وقتی يك استخوان شكسته در بدن جوش می‏خورد يا يك سرطان خود به خود معالجه می‏شود، اين شفای خود به خود ناشی از يك آگاهی درونی است. بيمارانی كه پيوستگی ذهن و بدن را درك كرده‏اند، قادرند نيروی «خود درمانی» را به حركت وا دارند و از آن نيز فراتر رفته، به راز «شفای كوآنتوم» دست يابند. شفای كوآنتومی روشی نوين در امر پيشگيری و درمان است كه در آن به واحد بنيادی روند درمان، يعنی اتصال ذهن و بدن پرداخته می‏شود به اين نحو كه ذهن روی تمام سلول‏های بدن تأثير می‏گذارد. ذهن می‏تواند بيماری را تسريع و يا از سرعت آن بكاهد، می‏تواند برای مدتی آن را متوقف سازد و حتی آن را به عقب بازگرداند. در واقع شفای كوآنتومی با ارائه تعاريف علمی از موضوعاتی نظير سلامتی، درمان، درد و بيماری ديدگاه‏های جديدی را به پزشكی متعارف ارائه می‏دهد.
‌‌شفای كوآنتومی يگانگی ذهن و بدن است، پيوستگی ذهن و بدن به حدی است كه تفكيك اين دو به عنوان دو جزء تشكيل‌دهنده وجود انسان، نوعی خطا محسوب می‏شود. ارتباط اين دو است كه نظام واحد انسان را تشكيل می‏دهد و پرداختن صحيح به درمان يا شفای هر يك از اين دو ،‌ زمانی موفقيت‏آميز خواهد بود كه به جنبه ديگر نيز توجه شود. به عبارت ديگر شفا يا درمان جسم بدون حضور فعال ذهن امری خيالی است. شفای كوآنتومی حاصل عميق‏ترين هسته نظام هستی است كه روند شفا از اين هسته آغاز می‏گردد و برای وصول به اين نقطه می‏بايد از سطوح بيرونی بدن، سلول‏ها، بافت‏ها، اعضای بدن و دستگاه‏ها گذشت و به نقطه پيوست ذهن - بدن رسيد، نقطه‏ای كه از آن‌جا آگاهی تأثير خود را آغاز می‏نمايد. دكتر « چوپرا» معتقد است كه فرآيند شفا، فرآيندی زنده و جامع است كه هنوز علم پزشكی قادر به توضيح آن نيست . با اين همه وقتی امر شگفتی روی می‏دهد و بيماری لاعلاجی به‌گونه‏ای ناگهانی و مرموز ناپديد می‏شود، فرضيه پزشكی دچار سرگردانی شده و در آن لحظه همه محدوديت‏ها شكسته می‏شوند. هنگام رخ دادن اين وقايع نبايد تصور كرد كه معجزه‏ای روی داده است بلكه وقوع اين رويدادها دال بر اين است كه ذهن انسان توانايی اين را دارد كه هر نوع بيماری را از بين ببرد.
‌‌چند سال قبل يك پسر بچه آمريكايی، دچار سرطان وخيم مغز شد. اطباء به والدين او گفتند كه ديگر هيچ كاری از دستشان برنمی‏آيد و او به زودی خواهد مرد. پدر و مادر كودك نمی‏خواستند اين موضوع را قبول كنند بنابراين پسرشان را به يك كلينيك بردند كه به دليل نوآوری‏هايش در پزشكی شهرت داشت. در آنجا چند نفر از پزشكان با پسر صحبت كردند و به او فهماندند كه ذهن او می‏تواند بيماريش را معالجه كند. او می‏تواند بيماريش را به هر شكلی كه می‏خواهد مجسم كند و در ذهنش آن را نابود نمايد. پسر تصميم گرفت يك نوع بازی خيالی در ذهنش ترتيب دهد: سفينه‏های فضايی درون سرش می‏چرخيدند و به غده كه آن را «گنده خاكستری» می‏ناميد، شليك می‏كردند. قرار شد او روزی چند ساعت به اين بازی بپردازد. بعد از گذشت چند ماه پسر به پدرش گفت «امروز كه سوار سفينه شدم و در مغزم جستجو كردم اثری از غده نديدم.» او به‌طور چشمگيری بهتر شده بود و توانست به مدرسه بازگردد. همان روز در زمين بازی مدرسه زمين می‏خورد و ناچار می‏شوند او را به بيمارستان ببرند. دكتر نتيجه‏گيری كرد كه غده سرطانی باعث ضعف و زمين خوردن او شده است. قرار شد از مغز او عكس بگيرند. تصوير به ‌دست آمده نشان داد هيچ اثری از غده موجود نيست و سلول‏های سرطانی بدون به جا گذاشتن كوچك‌ترين اثری ناپديد شده‏اند.
‌‌در واقع شفای كامل عبارت از يك روند درمانی است كه به طور همزمان و هماهنگ به شفای كامل ذهن و بدن بپردازد. نمود يك بيماری كاملاً جسمانی نبايد به هيچ وجه ما را از توجه به جنبه‏های ذهنی آن غافل سازد و بالعكس.
‌‌در حال حاضر با توجه به موشكافانه بودن و جامعيت شفای كوآنتومی می‏توان آن را يكی از روش‏های درمان حقيقی مبتنی بر پايه‏های كاملاً علمی و منطقی دانست. البته پرداختن به موضوع شفای كوآنتومی در اين مختصر امكان‏پذير نيست و هدف از ارائه اين مقوله صرفاً معرفی و آشنايی با سيستم درمانی ذهن - بدن است(3)
‌‌اكنون به معرفی روش‏های درمانی ديگری می‏پردازيم كه بر توانايی ذهن در كنترل بدن و بسياری از فعاليت‏های آن استوار است و همگی بر ظرفيت ذهن در برقراری آرامش و سلامتی تكيه دارند.

پی‌‌نوشت:
1- Placebos دارونما يا گول دارو- در لاتين به معنی می‏خواهم (I please) است و از لحاظ داروشناسی ماده‏ای غير فعال می‏باشد كه توسط پزشك به بيمار تجويز می‏گردد و در اثر باوری كه بيمار به خوردن آن و تأثيراتش دارد، در اثر تلقين بهبود می‏يابد.
2- Dr.Deepak Chopra دكتر ديپاك چوپرا تحصيلات دانشگاهی و تخصصی خود را در هند و امريكا به پايان رسانده است. وی متخصص غدد داخلی و شاغل در امر طبابت، رئيس سابق گروه پزشكی بيمارستان « مموريال نيوانگلند»، واقع در « ستونهام» ايالت ماساچوست و رئيس و مؤسس انجمن امريكايی پزشكی آيورودا می‏باشد.
3- برای كسب اطلاعات بيشتر به كتاب « شفای كوآنتومی، كاوشی در مرزهای پزشكی ذهن-بدن»، نوشته دكتر ديپاك چوپرا مراجعه كنيد.

 ‌
منابع:
1- شفای کوانتومی _ ديپاک چوپرا
2- شفای زندگی_  لوئيز هی
3- ماورای ذهن   _کارل استيونسون
4- طب کل گرا _ جيمز گوردون
5- قدرت درمانگری انسان  _ لورا فورمن
6- ارتعاشات شفابخش  _آماندا کاکرن_  کلر جی. هاروی
7- نشريه پيام مهر يوگا، شماره 12 ، تابستان 82 

طب كل نگر و پزشكي نوين
ادامه
طب كل نگر و پزشكي نوين
آوای شفابخش
ادامه
آوای شفابخش
ارتعاش ‌درمانی صنعتی
ادامه
ارتعاش ‌درمانی صنعتی
رژيم نوح‌آسا
ادامه
رژيم نوح‌آسا
نسخه‌های جعلي باطني: انرژي درماني
ادامه
نسخه‌های جعلي باطني: انرژي درماني