.: Add Favorites

    siteweb

  .: Make Homepage    

مقالات نشريات گنجينه‌ها اخبار کوتاه و خواندني كتب پيوندها درباره ما تماس با ما پرسش و پاسخ شماره‌هاى قبل
صفحه اصلي نقشه سايت
دريافت مقالات جديد سايت علوم باطنى از طريق پست الکترونيک

نمونه‏هايي از قابليت‏هاي تأثيرگذاري

در حال حاضر، روان‏كاوان، پزشكان و فيزيك‌داناني كه درباره‏ي روان‏جنبشي تحقيق مي‏كنند ديگر شكي ندارند كه انرژي فكري قادر است بر اشياء اثر بگذارد. انواع روان‏جنبشي بيان‏گر اين حقيقت هستند كه نيرويي نهفته در همه‏ي آدميان وجود دارد كه در برخي افراد قوي‏تر است و احتمالاً در بسياري از افراد بسط و گسترش دارد.
نمونه‏هاي بسياري از توانايي‏هاي غيرمتعارف در طول تاريخ و در عصر حاضر به ثبت رسيده است. در اين‏جا به ذكر چند نمونه از آن‏ها مي‏پردازيم:

*درباره شيخ‏الرئيس ابوعلي سينا و عارف معروف شيخ ابوسعيد ابوالخير نوشته‏اند كه روزي اين دو دانشمند در حمام با هم ملاقات نموده، ضمن مذاكرات علمي، ابوالخير جام حمام را با نيروي اراده در فضا معلق نگه داشت و از روي طنز به شيخ‏الرئيس گفت: «شما فلاسفه مي‏گوييد هر جسم ثقيلي متمايل به مركز خود يعني زمين است و بدون عاملي نمي‏تواند در فضا بماند، پس چرا جام در فضا معلق مانده است؟» شيخ در جواب گفت: «آنچه فلاسفه گفته‏اند صحيح است. در اين‏جا نيز (بقاء جام در فضا) بدون عامل نبوده‏است. نهايت آن‏كه آن عامل يك امر نامحسوس يعني اراده‏ي شماست.»

*حاج ميرزا محمد اخباري نيشابوري در تهران و مشهد تدريس مي‏كرد. گفته شده وي داراي كراماتي بود، مثلاً مي‏توانست با حركت دادن دست در فضا ظرفي را روي زمين به حركت درآورد. وي هنگامي كه براي عيادت بر بالين مريض مي‏رفت پيش‏گويي مي‏كرد كه بيمار بهبود خواهد يافت يا خواهد مرد و هرگز اتفاق نيفتاد كه پيش‏بيني او درست درنيايد.

*لوييز جاكوليه قاضي و حقوقدان برجسته فرانسوي در اوايل 1860 به هند رفت. يك روز صبح پيشخدمتش اعلام كرد كه يك جوكي هندي قصد ملاقات با او را دارد. كنجكاوي بر او غلبه كرد، تصميم به ملاقات آن مرد گرفت. جاكوليه گفتگو را چنين آغاز كرد كه شنيده جوكي‏ها قادرند اشياء را بدون دست زدن به آن‏ها جابه‏جا كنند. جوكي كه مرد كوچك لاغر اندامي بود گفت كه او شخصاً چنين قدرتي ندارد، اما ارواح نيك به او كمك مي‏كنند. مرد فرانسوي پرسيد مي‏تواند چشمه‏اي از كار آن‏ها را ببيند. جوكي قبول كرد و دستور داد هفت گلدان را با خاك پر كردند و هفت تكه چوب به بلندي يك متر و هفت برگ پهن براي او آوردند. او چوب‏ها را به طور مستقيم در گلدان‏ها گذاشت و در مركز هر برگ سوراخي درست كرد. بعد چوب‏ها را از سوراخ برگ‏ها گذراند، طوري كه برگ‏ها سطح گلدان‏ها را پوشاند. سپس از جا برخاست. دست‏ها را بالاي سر به هم قلاب كرد، دعا خواند و به حال خلسه فرو رفت. جاكوليه احساس كرد نسيمي به صورتش خورد. ظرف 10 دقيقه برگ‏ها به آهستگي از چوب‏ها بالا آمدند و بعد سر جاي خود بازگشتند. جاكوليه جلو رفت و برگ‏ها را امتحان كرد تا ببيند آيا حقه‏اي در كار است، اما هيچ حقه‏اي در كار نبود. او در ميان جوكي و گلدان قرار گرفت، پيشخدمتش را مأمور كرد تا حقه جوكي را كشف كند، اما چيزي دستگيرشان نشد.

*يك مصري به نام تحرابي ( وفات در سال 1925) در حضور محققان قادر بود با اراده خود، ضربان نبضش را تا 140 ضربان در دقيقه افزايش دهد، يا آن را تا 40 ضربان در دقيقه پايين آورد و در بعضي مواقع مي‏توانست آن را به كلي متوقف سازد.

*حميد پاشا، يك مصري ديگر كه كارهاي خارق‏العاده مي‏كرد، در حالي كه 3 پزشك او را آزمايش كردند، توانست بين ضربان نبض خود در مچ دست و ضربان قلب تفاوت ايجاد نمايد. در يك مورد، مچ دست چپ 102 ضربان و مچ دست راست 84 ضربان و قلب او 46 ضربان داشت و اين در حالي بود كه قاعدتاً هر سه اين‏ها بايد ضربان طبيعي 72 بار در دقيقه را مي‏داشتند. در يك مورد ديگر رشته‏هاي بزرگي را به گونه‏ها و سينه خود فرو كرد و بدن خود را با چاقوي بزرگي شكافت بدون اين‏كه هيچ‌گونه خون‏ريزي ديده شود. سپس در عرض چند دقيقه شكاف زخم‏ها را بسته و آن‏ها را التيام داد.

*هنكس نولد، يك مرد هلندي (وفات در سال 1947)، ادعا مي‏كرد كه كاملاً آسيب‏ناپذير است. تحت‌نظر پزشكان در زوريخ، پشت او با يك چاقوي بزرگ سوراخ شد و نوك چاقو در جلوي بدن او ديده شد. او با چاقويي كه هنوز در بدنش بود براي آزمايش به قسمت اشعه ايكس رفت. در هيچ‏كدام از زخم‏ها در جلو و پشت شكم، جاي خون‏ريزي نبود.

*در سال 1934، در حضور گروهي از دانشمندان برجسته در دانشگاه كلكته، يك مرتاض مقدار زيادي اسيد سولفوريك و اسيدكربونيك سر كشيد و مقداري شيشه شكسته را خورد. بعد از اين نمايش، او خود را به حالت خلسه برد تا اثرات اين مواد مرگ‏زا را خنثي كند و سرانجام بدون هيچ‌گونه صدمه و آسيبي اين مرحله را از سر گذراند.

*يك گروه علمي كه مصونيّت در مقابل سرما را در بين ساكنين بومي صحرا در استرالياي مركزي بررسي مي‏كردند، دريافتند كه حتي هنگامي كه درجه سرما به نقطه انجماد مي‏رسيد ساكنين بومي سرما را ابداً احساس نمي‏كردند. گروهي از مرتاض‏هاي تبت به نام رسپاها سردترين زمستان‏ها را تنها با يك رداي پنبه‏اي در غارها مي‏گذرانند.

آگاهي از فكر ديگران
ادامه
آگاهي از فكر ديگران
تبديل نان خشك به مرغ بريان
ادامه
تبديل نان خشك به مرغ بريان
درخت خشكيده انار
ادامه
درخت خشكيده انار
من کیستم ؟
ادامه
من کیستم ؟
خودت را معرفي كن
ادامه
خودت را معرفي كن