تالیف: ليل فولادوند و فرشته جنيدي
ويراستار: ميترا صالح زاده
«دعا نور است و نور حالتي يكتا و يگانه دارد. هرگاه بتواني كلام خود را به طريقي يكتا نوراني كني، كلام تو دعا ميشود و اين نميشود، مگر آن كه كلام از سرچشمه نور كه ذات الهي است مدد يابد.»
(برگرفته از درسهاي دعا و توكل از سخنان . . . )
از ديدگاه باطني، دعاي حقيقي با «اصل دعا نور است» برابري ميكند. در قرآن كريم نيز آمده است: «خداوند نور آسمانها و زمين است.» از آنجا كه نور حالتي يكتا و يگانه دارد، هرگاه بخواهيم كلام خود را به دعا تبديل كنيم، ميبايست آنرا از نظر ارتعاشي، سرعتي و سطح فركانس، به نور نزديك نمائيم كه در آنصورت خود در معرض بارشهاي نور الهي واقع شده و موفق به تجربه حضور زنده خداوند خواهيم شد. از آنجا كه حضور فيزيكي انسان در اين جهان وابسته به سطح نوسانات و ارتعاشات انرژيك اوست، براي تداوم حيات ميبايست ارتعاشات روح او كه از طريق ذهن و مغز جاري ميشوند، با ارتعاشات جهان مادي همفركانس بوده تا تداوم حضور جسماني او ميسر گردد. از طرفي با كاهش ارتعاشات لطيف الكترومغناطيسي روح، و تنزل به سطوح غليظ تر، از ميزان انرژي باطني و هماهنگي ذهن انسان با ذهن كيهاني كاسته شده، حساسيت گيرندههاي فراحسي او به شدت تقليل يافته و بعضاً امكان برقراري ارتباط با خداوند در او تضعيف ميشود. در نتيجه امكان دعا و فرستادن خواسته به نواحي روح خلاقه و تحقق آن نيز با كندي و عدم موفقيت مواجه ميشود. اما آيا امكان تبديل كلام (صوت) به نور وجود دارد؟ امواج صوتي (امواج مكانيكي) و امواج الكترومغناطيسي (امواج نوري) هر دو داراي ماهيتي انرژيائي و منتشرشونده هستند و انرژيها (در علم فيزيك) قابليت تبديل شدن به يكديگر را دارند. بنابراين ميتوان امواج صوتي را به نور و بالعكس تبديل نمود. هر چند كه پس از اين تبديل، هر يك كيفيتهاي متفاوت از هم داشته باشند. در حالت ديگر ميتوان با افزايش دامنه يا نوسانات صوتي، دامنه برد آنها را افزايش داده تا در فواصل دورتري انتشار يابند. مانند امواج راديوئي اف.ام. براي اين منظور، اصطلاحاً امواج صوتي و اطلاعات آنرا بر امواج الكترومغناطيسي(نوري) سوار كرده و منتشر ميسازند. قرينه اين نوع ارسال در دعا را ميتوان به توسل جستن يا حلقه زدن به افراد مستجابالدعوه - كساني كه از قدرت كلام بالائي برخوردارند و ميتوانند كلام خود را به كلام نوراني تبديل كنند و هر خواستهاي را محقق سازند- تشبيه نمود. در اين روند، شخص دعاكننده از طريق واسطهها، صداي خود را به گوش خداوند ميرساند.
در صورت اول، شخص از خيرگي و تسليم بالائي برخوردار و مقاومت او بسيار ناچيز است. و در صورت دوم، مقاومتها و آشفتگيهاي ذهني شخص دعاكننده هنوز به حداقل مطلوب خود نرسيده است. ذكر، دعا، نذر و قرباني از ابزار باطني انسان براي كاهش مقاومتها و افزايش هماهنگي در ارتباط الهي به شمار ميروند.با استمرار در تكرار(ذكر) نامهاي راهگشاي خداوند، ارتعاشات ذهني- روحي شخص تغيير يافته و با ارتعاشات و اراده الهي هماهنگترگشته و باعث جذب رحمت و فيض الهي ميشود. در نذر و قرباني، و به خصوص در قرباني، از ميزان مقاومتهاي منفي و زنگارهاي روحي مانند انواع خواستههاي نفساني و منيتها كاسته ميشود و از اين طريق شخص به مرز تسليم نزديكتر ميگردد. هر چه او به مرز تسليم نزديكتر و در آن استقرار بيشتري يابد، به قابليت و امكان تبديل كلام وي به نور افزوده ميشود. تسليم، شاه كليد اصلي در دعا و تبديلكننده صوت به نور است كه همانند نقطه مقاومت صفر در قوانين فيزيكي عمل ميكند و قادر است تا شخص دعاكننده را به يك هادي ابررسانا مبدل سازد و باعث القاي جريانات نور و صوت الهي به او گردد. دعا زبان بيمرز و بيترجمان روح است و در تمام اعصار، يكي از بنياديترين و مستقيمترين راههاي تماس با خداوند بوده و هست. دعا بيمرز است زيرا ما در اقيانوسي از ارتعاشات به هم تنيده انرژي زندگي ميكنيم و ارتباط ما با كل هستي ارتباطي يكپارچه و پيوسته است و از اين رو حوزه عملكرد آن حتي در وراي جغرافياي كيهاني است و توسط فضا، زمان و مكان محدود نميشود. دعا بينياز از ترجمان است زيرا مخاطب آن بينياز از هر ساختار زباني و فرهنگي است و از اين لحاظ بهترين و كارآمدترين كليد گشودن درهاي روح ما به سوي خداوند است. فقط كافي است بياموزيم، يا دقيقتر بگوئيم به خاطر بياوريم كه چگونه با «يكي» و نيروي «يكي» كه منبع انرژي لايزال و ابدي تمام كائنات مشهود و غيرمشهود است، ارتباط بگيريم. و بدانيم كه: دعا دعوت مستقيم خداوند است. هنر گشودن دريچهاي به روي سرچشمه نور است. دعا، هنر گفتگوي با خداست. هنر ارتباط با روح خلاق هستي است. هرچه اين گفتگو و اين ارتباط زندهتر باشد، به همان ميزان با حضور زنده خداوند كه حوزه همه امكانات است بهتر ميتوان ارتباط برقرار كرد. در چنين فراخواني و ارتباطي است كه خداوند پاسخگو و اجابتكننده دعاهايمان خواهد بود، و در چنين شرايطي است كه ميتوانيم هماهنگي لازم براي اعلام خواستهاي معلوم را بيابيم.