|
|
|
چرا با نام خدا آغاز ميكنيم؟
|
|
 |
تأليف: اميررضا الماسيان r_almasian@yahoo.com همواره توصيه شده است كه امور خود را با نام خداوند آغاز كنيم. چنانكه ما اكنون اين متن را با نام خدا آغاز كردهايم. شايد بر حسب عادت برخي از كارهايمان را به اين نحو آغاز كنيم. اما از آنجا كه قصد نداريم در سطح پوسته امور متوقف شويم و وسعت آگاهيمان به دامنه عادات و شرطیشدگیهايمان محدود باقی بماند، سعي ميكنيم با جستجوي در وراي قالبهاي شرطيشدگيهاي افكارمان به سمت درك بيشتري برويم. اين نگاه از روي ترديد در قبول اين حكمت نيست چون آنرا بالاتر از تأييد خود ميدانيم, بلكه از اين ديدگاه است كه معتقديم چيزی بيشتر از آنكه میدانيم، در عمق اين حكمت به ظاهر ساده و عادت شده وجود دارد. پس سعی میكنيم، قدمی هر قدر كوچك به سمت كشف اين معنا برداريم. آغاز چه معنايي دارد؟ آغازها چه اهميتي دارند؟ چرا قرين كردن آغازها با نام خدا بايسته است؟ آغاز هر چيزی مانند لحظه انعقاد نطفه آن است. آيا اينطور نيست كه در نطفه هر چيزی تمامی آن چيز نهفته است؟ همانطور كه درختی كامل در يك بذر وجود دارد و انسانی كامل در يك سلول نطفه؟ پس آيا نميتوان گفت لحظه شكلگيری نطفه هر كار، لحظه رقم خوردن تماميت آن است؟ و اگر اينطور است، آيا آغازها اهميت بسيار ندارند؟ اگر اين اهميت را بپذيريم، آيا نبايستي از لحظه آغاز هركاری، جهت رقم زدن بهترين سرنوشت براي آن استفاده كنيم؟ و حال اگر بخواهيم از اين بهترين پيروي كنيم، آنرا كجا بيابيم و چگونه در مسير دستيابی به آن قرار گيريم؟ در جستجوی اين بهترين، بزودي متوجه ميشويم كه اين پرسش از قبل پاسخ داده شده است. هستی، بهترين الگو برای هر چيز و از جمله آغازها است. پس بهتر است برای يافتن كاملترين الگوی آغاز كردن امور، از «آغاز هستي» تعليم بگيريم. تمام اديان الهی و بسياری از ديدگاههای باطنگرا بيان ميكنند كه در آغاز هستی تنها آفرينشگر بود، و او با نام بزرگ خود هستی را آغاز كرد كه در ديدگاههاي متعدد به نامهايي مانند اسم اعظم, صوت الهي, سرّ بزرگ و... خوانده ميشود. اگر از اين ديدگاه به موضوع نگاه كنيم به نظر ميرسد بيان نام خداوند در آغاز كارها، تكرار نمادين همان واقعه نخست ابتدای هستی باشد و تعليم آغاز كردن كارها با نام خدا، شبيهسازی كوچكی از «لحظه آغازين خلقت» در ابتداي تمامی امورمان است. گويي با اين آغاز نمادين سعی میكنيم خود را با روند هستی پيوند دهيم، و در جريانی همسو با روند آفرينش قرار بگيريم. عمل ما بيانگر چنين پيامی است:«من با هستی هماهنگم، من هم اعمالم را با الگو گرفتن از تولد هستی شروع میكنم، با همان كلامی كه خلقت را به وجود آورده امور را آغاز میكنم و با تكيه به همان نامی كه همه چيز را متحقق كرده قصد خود را به سوی تحقق میبرم.» و انعكاس اين عمل همسو با هستی، چيزی جز همراهی و حمايت از جانب جريان هستی نيست. آيا آغاز امور با نام آفريننده هستي، و توجه ما به آن آغاز نخستين كه تنها آغاز حقيقی است، قصد ما را بيشتر در تماس و هماهنگی با روند هستی قرار میدهد و يا آغاز كردن با نام خودمان و يا نام ديگری؟ حتی اگر خود و ديگر اجزا هستي را انعكاسی از وجود خداوند بدانيم، آغاز با نام غيرخدا مانند سعی در روشن كردن اتاقی تاريك با تصوير آتش است. داستان تولد هستی به ما میگويد كه تنها آغاز حقيقی، آغازی است كه با نام آفرينشگر باشد. هر شروع ديگری با جريان آفرينش و حيات در ناهماهنگی است، از حمايت هستی برخوردار نيست، و سرنوشت آن نيز قطعاً دارای نارسايیهايی خواهد بود. خداوند هستی را با نام خود آغاز كرد، وحی را با نام خود آغاز كرد و خود بيان میكند كه ابتدا و انتهای هر كار است1. او از طريق بيان اين آيات (نشانهها) به ما پيام میدهد كه با انديشه در آنها طريق درست آغاز كردن را بياموزيم و به آنچه آموختهايم عمل كنيم. پس با نام خدا آغاز میكنيم كه بالاترين كلمات است2.
پينوشت: 1 - هوالاوّل و الاخر 2 – كلمهٌ ا... هی العليا
|
|
|
شناخت باطني، دري به جهان نور
ادامه
|
|
دعاي بركت
ادامه
|
|
در حضور حضرت استاد درسهايي از دعا و توكل (قسمت اول)
ادامه
|
|
نام خدا را به بزرگي ياد كن
ادامه
|
|
دعا یعنی نور
ادامه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|