|
|
|
آواي آفرينش(قسمت اول)
|
|
 |
تأليف: شهاب شعري مقدم نگاهي به نقش صوت در جهان درون «و در ابتدا کلمه بود. و خداوند جهان را از کلمه آفريد و از صوتي ويژه خلق کرد. آوايي مقدس، که آهنگ جهان بود و جهان، همآهنگ با آهنگ کلمه بود و همه چيز موزون مينمود. و جز آواي کلمه چيزي به گوش نميرسيد. همه هستي و هست، با صوت کلمه به رقص آمد و همآوا گشت و بيوقفه کلمه را ميخواند...». اصوات، جهان ما را در برگرفتهاند و اين در حالي است که اغلب ما نسبت به مفهوم آنها و تأثيري که بر ابعاد باطني ما دارند بيتوجهيم. جهان ما، جهان اصوات است و لازم است اکنون که در حال تجربه اين جهان و کيفيتهاي آن هستيم، مفهوم و معناي اصوات اين جهان را هرچه کاملتر شناخته و الگوهاي بنيادين آن را درک کنيم. البته چنين کاري براي انسان اين عصر، بسيار دشوارتر از روزگاران کهن است چرا که از حدود سه قرن پيش با شروع انقلاب صنعتي، زمين، آرامش طبيعي خود را از دست داد و همه جا پُر شد از همهمه و سر و صداي در هم و آشفته ناشي از کارکرد ماشينها و دستگاههاي صنعتي. اينگونه بود که ما از صداهاي طبيعي جهان بهدور افتاديم و ذهن ما توجه به مفهوم نهفته در اصوات را در پس شلوغيها و آشفتگيها ناديده گرفت و به فراموشي سپرد. اکنون حتي زيرِ درياها نيز پُر از سر و صداست. اين در حالي است که در روزگاران قديم، تنها صداهايي که در زمين طنينانداز ميشد، اصوات برخاسته از دل طبيعت بودند، صداهايي که در پسِ هريک، معنا، مفهوم و انرژي خاصي نهفته بود. بههمين دليل نيز تأثيرات باطني اصوات طبيعت از دوران کهن براي انسان، شناخته شده بود. بهطور کلي بايد گفت که آنچه عموماً در مورد اصوات ميشناسيم و تجربه ميکنيم، تنها بخش کوچکي است از اصواتي که در جهان وجود دارد. امواج «فراصوت»1 و «فروصوت»2 نمونههايي از اين اصواتاند. ما مستقيماً توانايي دريافت چنين اصواتي را نداريم ولي موجوداتي در زمين وجود دارند که اين صداها را ميشنوند و از طريق آنها با همديگر و با محيط پيرامون خود ارتباط برقرار ميکنند (نمونه آشنايي از اين موجودات، دلفينها و خفاشها هستند). در واقع بايد گفت که محيط طبيعي زمين ممّلو از چنين اصواتي است که هر يک، نشانهها و مفاهيم خاصي را در دل دارد. بهعنوان مثال، شواهد و مطالعات علمي چند سال اخير حاکي از آن است که پديدههايي نظير شفقهاي قطبي (نورهاي شمالي) و يا حتي زمينلرزه، هر يک الگوي فروصوتي خاص خود را دارند و برخي از گونههاي حيوانات، قادر به تشخيص اين الگوها هستند. اما اصوات طبيعي، منحصر به اصوات زميني نيست چرا كه اينك اخترفيزيکدانان موفق به شناسايي و ثبت اصواتي شدهاند که از اعماق کيهان منتشر ميگردند. هر يک از اين اصوات کيهاني داراي الگوي ارتعاشي خاصي است، برخي همانند يک طنين دامنهدار هستند، برخي مانند صداي قلب، حالت ضرباني دارند و غيره. يکي از شگفتانگيزترين اصواتي که منشأ فرازميني دارد، صوتي است که از آن با نام «آواي آفرينش» ياد ميشود. اين آواي کيهاني يکي از اسرارآميزترين پديدههاي جهان است. فيزيکدانها دريافتهاند که در زمان آفرينش جهان، اين آوا، تمامي جهان را در برگرفت. اين صداي کيهاني، اولين صدايي بود که در جهان ما طنينانداز شد و هنوز هم پس از گذشت ميلياردها سال، طنين آن در سرتاسر کيهان گسترده است. همانطور که بيان شد، اين صدا با تمامي اصوات ديگر جهان تفاوت دارد، چرا که هر صوتي در جهان از منبع خاصي منتشر ميشود و هر چه از منبع مزبور دورتر شويم، صدا را ضعيفتر دريافت خواهيم کرد اما آواي آفرينش، صدايي فراگير و بدون مرکز است که در تمامي هستي گسترده شده و از تمامي نقاط کيهان نيز با شدت يکسان قابل دريافت است. به عبارتي هيچ تفاوتي نميکند که در کجاي جهان باشيم، چه در زمين و چه در دوردستترين کهکشان ميتوان اين انعکاس کيهاني، اين نخستين صداي جهان را با شدتي يکسان دريافت نمود. اخترفيزيکدانان اين صداي آغازين را «صداي زمينه کيهاني»3 ناميدهاند. براي بهتر شنيدن اين صدا لازم است از همهمههاي زميني دور شويم و به آسمان برويم. در آنجاست که بهتر از هر جاي ديگر ميتوان به اين آواي کيهاني گوش سپرد. بههمين دليل نيز فيزيکدانها براي مطالعه اين صداي کيهاني، ماهوارههايي را به فضا ارسال ميکنند تا دقيقتر بتوانند اين آواي اسرارآميز هستي را مطالعه کنند. شواهد علمي حاکي از آن است که اسرار بسياري در مورد آفرينش جهان در دلِ اين صدا نهفته است، و حتي اسراري در مورد آنچه پيش از آفرينش به وقوع پيوسته و همينطور اسرار جهانهايي که در ابعاد ديگر هستي خارج از ابعاد جهان ما پنهان هستند. بهطور کلي ميتوان گفت که صوت، پُلي است مابين جهان دروني و بيروني. ما به کمک صدا در جهان بيروني با همديگر ارتباط برقرار ميکنيم و بدين ترتيب صدا، نقش واسطهاي را مابين ما (جهان دروني ما) در جهان بيروني ايفا ميکند. بهعبارتي ميتوان گفت که صوت، يکي از ابزار ارتباطي ارواحي است كه (به شكل انسان، حيوان و ...) اين جهان را تجربه ميکنند. وقتي آواي يک مرغ غواص در فضاي مِه گرفته درياچه طنينانداز ميشود و ما آن را ميشنويم، در واقع درون ماست که با همديگر ارتباط ميگيرد. بدين ترتيب، آگاهي مرغ غواص در درون ما طنينانداز ميگردد. همينطور وقتي به صداي ريزش آبشار گوش ميدهيم، نوعي ارتباط دروني مابين ما بر قرار ميشود. اهميت صوت در مقوله ارتباط روحي در اين جهان به حدي است که هنگام برقراري ارتباط روح هستي با روح فردي (زماني که در حال تجربه اين جهان است) که مهمترين رويدادي است که ممکن است در اين جهان بهوقوع بپيوندد، غالباً اين ارتباط با حس دروني صدا همراه است، صدايي نظير وزش باد و... . درواقع ميتوان گفت که هر صدايي در جهان ما، حامل نوعي آگاهي است. اين آگاهي از هستي و ارتعاشات دروني منبع صدا منتشر ميشود و به همين دليل نيز گوش کردن به اصوات جهان ميتواند سطح آگاهي انسان را تغيير دهد. پينوشت: 1- Ultrasonic 2- Infrasonic 3- Cosmic Background Radiation
|
|
|
آوای شفابخش
ادامه
|
|
كلام اقتدار فراموش شده
ادامه
|
|
دنيا تصويري هولوگرافيك
ادامه
|
|
چند گانگی جهانها از ديدگاه علم و تعاليم باطنی
ادامه
|
|
آواي آفرينش(قسمت دوم)
ادامه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|