 |
تهیه و تالیف: پریا(شباب حسامی) Emailaddress:Sb_hesami@yahoo.com درمانگران روحی و كسانی كه توانستهاند از طریق قوای روحی و الهی به درمان بیماران و دردمندان بپردازند همیشه در طول تاریخ وجود داشتهاند. بعضی از این افراد دارای قدرتی غیراكتسابی و به اصطلاح مادرزادی بودهاند و گروه دیگر به صورت اكتسابی چنین قدرتی را كسب كردهاند. اما در این میان عدهای هم بودهاند كه بر اثر یك اتفاق درونی و پس از یک دگرگونی باطنی، واجد چنین نیرویی شدهاند. البته درمانگر بودن این افراد به آن معنا نیست كه آنان جملگی دست به درمان بیماران بسیاری زدهاند. ممكن است بعضی از درمانگران بزرگ تاریخ به تعداد كمی از موارد درمان و شفا دست زده باشند یا حتی نشانهای كه از آنها ظاهر شده است ارتباطات اولیه با درمانگری نداشته است اما بعداً چنین معنایی را از خود بروز داده است. مثلاً جسد ریتا تا ده ها سال بعد از مرگاش همچنان سالم و قوی بود. او در زمان زندگی خود نمونه قابل توجهی از درمانگری را ارائه نكرد اما بعد از مرگ، جسد وی تا نزدیک به دو قرن، همچنان سالم و معمولی، مثل روز اول بود. در دوران حیات او تنها یک نشانه مهم از او ظاهر شد. او یک تكه چوب خشک و مرده را در زمین فرو كرد و هر روز به آن توجه نمود. پس از مدتی این تكه چوب مرده، جوانه زد و تبدیل به درخت انگور بزرگی شد كه پس از قرن ها، هنوز هم این درخت پابرجاست و هر سال میوه میدهد. هر سال برگها و میوههای این درخت برای درمان بیماریها جمعآوری شده و به نقاط مختلف جهان ارسال میشود. تعداد درمانگران قدیمی آنقدر زیاد است كه جمعآوری بیوگرافی همه آنها یک كار تحقیقی مفصل را میطلبد. این درمانگران به همه ادیان تعلق داشتهاند. اسلام، مسیحیت، یهود، هندوئیسم و حتی ملل و اقوامی كه ظاهراً به دین خاصی پایبند نیستند... در قرن نوزدهم و بیستم ناگهان موضوع درمانگری روحی، بعد از قرنها در حاشیه ماندن و نیمهجان بودن، دچار حیاتی نو شد و تعداد قابل توجهی از درمانگران باطنگرا از كشورهای مختلف سربرآوردند. این بار علاوه بر كشورهایی كه تا قبل از این سابقه طولانیتری در موضوع داشتند مثل انگلستان، فرانسه و هند، از دیگر كشورها هم نمونههای جدیدی ظاهر شد. چین، روسیه، ژاپن و بیش از همه آنها برزیل، فیلیپین و آمریكا. آنچه به عنوان درمان باطنگرا(درمان نامتعارف) میشناسیم به رشتههای مختلفی تقسیم میشود و برخلاف تصور عمومی فقط یكی از این حوزهها به شفا(درمان از نوع شفا) اختصاص دارد. اولین گروه از درمانگران غیرپزشک، شامل كسانی میشوند كه با استفاده از روشهای گوناگون پزشكی مكمل به درمان بیماران خود میپردازند. گیاهدرمانی، آبدرمانی، ماساژدرمانی، بازتابشناسی كف پا، ویتامیندرمانی، پاندولدرمانی و هیپنوتیزمدرمانی نمونهای از این روشهای درمانیاند كه به مجموعه آنها طب حاشیه گفته میشود. البته تعداد انواع روشهای درمانی نامتعارف به بیش از صد و شصت روش میرسد كه بعضی از آنها یا بهدلیل ناشناخته ماندن و یا غیرمؤثر بودن، در تقسیمبندیهای طب حاشیه بهحساب نمیآیند. اگرچه درصد موفقیت روشهای طب مكمل درباره همه بیماریها كمی مأیوسكننده است اما بعضی از روشهای طب حاشیه توانستهاند توفیق امیدواركنندهای را درباره معدودی از بیماریها بهدست آورند. گروه دوم درمانگران كه به درمانگران روحی معروفاند عموماً با اتكاء به قدرت روحی خود یا دیگر مراجع روحی عمل میكنند. تفاوت زیادی میان كار این عده با گروه اول وجود دارد. (این تقسیمبندی از درمانگران باطنگرا، تقسیمبندی رایج آن است.) گزارشها نشان میدهند كه بعضی از درمانگران روحی كه در كار جراحی روحی تبحر دارند تاكنون نتایج جالبی را از كار خود ارائه دادهاند. نتایج این جراحیهای روحی بر خلاف دیگر روشهای طب حاشیه و انرژیدرمانی، تا حد قابل توجهی امیدوار كننده است. ما وقتی اسم درمانگر روحی را میشنویم از او انتظار معجزه را داریم اما تقریباً اكثر درمانگران معروف فاقد چنین توانایی خارقالعادهای میباشند. آنها در نهایت قادرند تنها بر برخی از بیماریها آن هم تا حد معینی اثر بگذارند. این واقعیتی است كه بارها توسط مراكز تحقیقات پزشكی و در سطح بینالمللی اعلام شده است. تاكنون چندین گروه تحقیقاتی از دانشگاههای معتبر جهانی(مانند هاروارد) مأمور بررسی نتیجه كار انرژی درمانگران شدهاند اما همه آنها به اتفاق نتایج تقریباً مشابهی را اعلام كردهاند. وجه مشترک گزارش مراكز تحقیقاتی مذكور این است كه اسناد و شواهد قابل توجهی برای اثبات ادعای انرژی درمانگران وجود ندارد. تاكنون یک نمونه قابل اثبات از درمان بیماریهای صبالعلاج یا درمان مؤثر و قطعی سایر بیماریهای پیچیده از هیچ یک از مراكز انرژیدرمانی و انرژیدرمانگران در سراسر جهان گزارش نشده است. به همین دلیل بسیاری از مراكز تحقیقاتی پزشكی روشهای انرژیدرمانی را خارج از مقوله طب مكمل دانسته و آن را به مثابه یک روش درمانی نمیپذیرند. برخلاف نتایج مأیوسكننده كار انرژیدرمانگران، معدودی از درمانگران و جراحان روحی بوده و هستند كه توانایی آنها در زمینه درمان بیماریها بیش از آن چیزی است كه در بازارهای انرژیدرمانی و معالجات مشابه رد و بدل میشود. این افراد (جراحان روحی) تحت حمایت روحی و با وسایل اولیه و بدون رعایت معمولیترین شرایط بهداشتی، به جراحیهایی جسمی دست میزنند. بعضی از این افراد به جای استفاده از چاقو (آن هم نه چاقوی جراحی بلكه چاقوی آشپزخانه) از انگشتان خود استفاده میكنند و بدن بیمار را با انگشتان خود برش میزنند. بیشتر جراحان روحی در برزیل و فیلیپین ساكن هستند و تاكنون هزاران جراحی موفق از این جراحان روحی گزارش شده است. در این نوشتار به یک از این نمونهها اشاره میكنم. خوزه دو فریتاس معروف به آریگو. آریگو در 15 سال آخر عمر خود توانست به هزاران بیمار كمک كند. او پشت یک میز و روی یک صندلی مینشست و بیماران به ترتیب از جلوی او عبور میكردند. در همان حال او داروهایی را به زبان پرتغالی یا آلمانی روی یک تكه ورق(برای هر یک از بیماران) مینوشت. در بیشتر مواقع، بیماران با مصرف این داورها درمان میشدند بعداً این داروها توسط گروهی از پزشکان متخصص مورد بازشناسی قرار گرفت و معلوم شد همه آنها متناسب با حال بیمار بودهاند. آریگو در سال 1968 توسط یک گروه محقق متشكل از 6 پزشک و 8 دانشمند به سرپرستی آندریا پوهاریچ مورد مطالعه قرار گرفت. در پایان كار، گروه تحقیقی مربوطه كارهای آریگو را تأئید كردند. وقتی از آریگو پرسیدند چطور بیماریها را تشخیص میدهد و دارو تجویز میكند او پاسخ داد كه هنگام تشخیص، روح دكتر فریتز(كه به قول او در سال 1918 درگذشته بود) در گوش راستم حرف میزد. البته آریگو علاوه بر تشخیص و دارو نویسی گاهی هم به جراحیهای روحی دست میزد. او گاهی با چاقوی آشپزخانه و قیچیهای معمولی و در شرایط كاملاً عفونی در حالی كه مردم اطراف او جمع میشدند، به اعمال جراحی میپرداخت. حتی در چند مورد این كار را در وسط خیابان انجام داد. دكتر پوهاریچ(ریاست تیم تحقیقاتی) یكی از مشاهدات خود را درباره جراحیهای آریگو اینچنین شرح میدهد: «آریگو به مرد بیمار گفت شلوارش را پایین بكشد. سپس یک چاقو دست گرفت و آن را با پیراهنش پاک كرد. شكم بیمار را چاک داد. ماهیچههای دیواره شكم را به یک طرف گذاشت، روده را بیرون آورد و با خونسردی تمام یک قسمت از روده را قطع كرد. مثل آن بود كه یک تكه كالباس را میبرد. سپس روده را در جای خود گذاشت و عضلات دیواره را دوباره به هم نزدیک كرد. او هرگز از بخیه استفاده نمیكرد. برای پوشاندن زخم آن مرد هم، از كمر مرد یک میخ در بدن او كوبید و گفت همین كافی است.» گروه تحقیقی دكتر پوهاریچ كه از این جراحیها و جراحیهای مشابه (توسط دیگر جراحان روحی) فیلمبرداری كرده است علاوه بر فیلمبرداریهایی كه گروههای مستقل دیگر از كار چنین افرادی داشتهاند) او درباره آریگو (در جمعبندی نظرات گروه تحقیقی) میگوید: «آریگو این كار را انجام میدهد ولی من نمیدانم كه چگونه؟ او به تنهایی به اندازه یك بیمارستان بزرگ بازدهی دارد». بعضی از شخصیتهای علمی دیگر هم گزارشاتی را درباره جراحان روحی دادهاند.یک گروه پزشكی و فیلمبرداری با حضور دكتر المرگرین و دكتر آلیس گرین گزارشاتی درباره اعمال تعدادی جراح روحی در فیلپین تهیه كرده است. او در قسمتی از شرح مشاهدات خود میگوید: «بیشتر این جراحان روحی هنگام كار خود حالتی معمولی داشتند اما بعضی از آنها هم درحالت خلسه فرو میرفتند...» او در ضمن گزارش خود از یكی از جراحان روحی معروف نقل میكند كه ظاهر كردن خون و انساج و بافتهای بدن فقط به این دلیل است كه بیماران به كار ما اعتقاد داشته باشند. او پس از شنیدن این جمله شاهد صحنهای میشود كه اینگونه آن را توضیح میدهد: «سپس آگپااو دستش را حدود سی سانتیمتری شكم بیمار گرفت همانطور كه نگاه میكردم دیدم كه شكم بیمار باز شد و پرده صفاق نمایان گردید...» همچنین دكتر لیال واتسون، محقق مشهور بینالمللی، پس از 8 ماه اقامت در فیلیپین، از اعمال 22 جراح روحی در فیلیپین گزارش میدهد. تقریباً بیشتر دانشمندان و متخصصانی كه در زمینه بیماران شفایافته و درمانشده (به وسیله معالجات روحی) تحقیق كردهاند در پایان به این نكته اعتراف داشتهاند كه نمیتوانند توجیه علمی و قابل قبولی برآنچه دیدهاند و اتفاق افتاده است ارائه دهند بهعنوان مثال جورج میک كه یكی از افراد مذكور (سرپرست یک تیم تحقیقاتی) میباشد مینویسد: «در این زمان هیچ نظریه یا تركیبی از نظریههای علمی وجود ندارد تا بوسیله آنها بتوان این پدیده (معالجات روحی) را توجیه كرد...»
پینوشت: 1- بعضی از این افراد هم اكنون در قید حیات نیستند.
|