تالیف: امیررضا الماسیان
مشاور: پِریا(شباب حسامی)
در زمانهای كهن به نقش رویا بهعنوان شفادهنده یا كانال شفا بیشتر توجه میشد اما با قوت گرفتن دیدگاه مادی این نقش به فراموشی سپرده شد. قصد دارم در این متن، نگاهی كلی به چهار گروه از رویاها بیندازم.
رویاهاي شفادهنده: رویاهايي كه شفادهنده بوده و حاوی انرژي شفابخش هستند. این رویاها از دیدگاه باطني حامل انرژي شفادهندهاند و كسی كه در تماس با آنها قرار میگیرد بر اثر انرژي این رویاها كالبد انرژياش یا حتی كالبد جسمانیاش ترمیم میشود. بیماریها از هر نوعی كه باشند بر بنیادهای انرژيك انسان (كالبد انرژي، مراكز اصلی و فرعی انرژي و شریانهای انرژي) تاثیر میگذارند. انرژي رویاهاي شفابخش میتواند نارساییهای انرژيك شخص را كاهش داده یا بر طرف كرده و مستقیماً موجب بهبودی شخص گردد.
رویاهاي شفاگیرنده: اینها رویاهايي هستند كه شخص ممكن است از طریق آنها، انرژي شفابخش را از یك مرجع شفابخش دریافت كند. این رویاها بر اثر ارتباط روحيای كه ایجاد میكنند نتیجة درمانكنندگی را با خود دارند. اكثر این نوع رویاها در اثر تماس با ارواح تكامل یافته و بزرگ روی میدهد. این نوع رویاها مانند كانال ارتباطي مناسبی هستند و به عكس نوع اول از خودشان انرژي شفابخش ندارند. اما موجب بوجود آمدن حلقهی ارتباط روحي بین شخص و روحي كه دارای نیروي شفابخش است، میشوند.
انتقال انرژي شفابخش ارواح تكامل یافته از طریق رویا به راحتی و سهولت انجام میشود. زیرا در رویا موانعی كه حكم مختلكننده ارتباط روحي و سدكننده این انرژي شفابخشاند، كمتر وجود داشته و لذا روند برقراری ارتباط و انتقال انرژي با سهولت بیشتری انجام میشود.
نقل میشود، داماد یكی از روحانیون (شیعه) دختری داشت كه به فلج مبتلا شده بود و اطباء از درمانش قطع امید كرده بودند. این دختر شبی در رویا پدربزرگش (همان شخص روحاني) را میبیند كه به او میگوید: «دخترم از جا بلند شو و راه برو». دختر از خواب بیدار میشود و موضوع را با خواهرش در میان میگذارد. او هم میگوید اگر چه اين یك رویایي بیش نیست اما سعی كن شاید بتوانی راه بروی. دختر فلج سعی میكند و با شادی میبیند كه میتواند راه برود و در اثر آن رویا شفا یافته است.1 همچنین كم نبودهاند كسانی كه نقل كردهاند بعد از دیدن خواب بزرگان، به خصوص ائمه اطهار(ع) شاهد درمان بیماری خود بودهاند.
رویاهاي نسخهاي: در این حالت، رویا مجرای دریافت نسخه و دستورالعملی است كه منجر به شفا میشود. به عبارتی رویابین در تماس با رویاهايش راهحل بیماری مورد نظر را از شعور خلاق دریافت میكند. این نسخهها میتوانند عمومی یا اختصاصی باشند یعنی برای موردی خاص كارایی داشته باشند یا كاربرد آنها عمومی باشد.
نسخههاي مستقیم به وضوح بیانگر دستورالعمل برای بهبود بیماری هستند. در صورتیكه در نوع غیرمستقیم آن معلوم نیست كه این رویا بیانگر نسخه است اما وقتی تفسیر میشود معنای آن و ماهیت نسخه بودنش معلوم میگردد.
بهطور مثال تجربهای كه توسط یك پزشك توصیف شده است شرح میدهد كه چگونه یك داروی جدید در رویا به او نشان داده شد. او میگوید: «سگی را دیدم كه به گردن و كلیههایش تیر خورده بود. من نسبت به او احساس دلسوزی كردم و او را به خانه برده و از او مراقبت كردم. در كنار سگ به خواب رفتم. و همان زمان رویاي بدی دیدم ولی رویا تغییر كرد و سگ تبدیل به یك انسان شد. او با من صحبت كرد و گفت: «اكنون من به تو ریشههایی را میدهم كه برای درمان بهكار میرود و به تو نشان میدهم كه چگونه از آن استفاده كنی. هرگاه كه متوجه شدی كه شخصی بیمار است و نسبت به او احساس دلسوزی كردی، از این دارو استفاده كن، او بهبود خواهد یافت. یكی از این داروها برای درد گلو خوب است.» و این راهحل به توصیهای همیشگی برای آن پزشك تبدیل شد كه از طریق آن توانست به درمان بیماری بپردازد.
رویاهاي شفاگر: این رویاها مانند سرچشمهی نیروي شفابخش هستند. تفاوت اینها با رویاهاي نوع اول این است كه رویاهاي حامل انرژي شفابخش مانند بستهای از انرژي شفابخش است در حالیكه این نوع رویا سرچشمه انرژي شفابخش هستند. در حالت اخیر، رویابین میتواند انرژي شفابخش را بارها از رویایش استخراج كرده و برای شفادهي بهكار گیرد. این انتقال انرژي شفابخش ممكن است حتی در بیداری انجام شود. بهعنوان مثالی از اینگونه رویاها میتوان به موردی كه سرخپوست شهودگرا بنام «گوزن سیاه» نقل میكند اشاره كرد:
«آن سال زمستان خوراكی گیرمان نیامد چون برف سنگین شكار گوزن را مشكل كرده بود، و از مردم ما خیلی به برفكوری دچار شده بودند... گمان میكنم در همین زمستان بود كه طبیب مقدسي به اسم «خزنده» در اردوگاه به راه افتاده بود و برفكورها را درمان میكرد. روی چشمشان برف میگذاشت و پس از خواندن سرود مقدس خاصی كه در رویا شنیده بود، ضربه ای به پس سر آنها میزد و آنها دوباره بینا میشدند...2».
درواقع این مرد با منبعی از نیروي شفابخش از طریق رویایش در تماس قرار گرفته كه میتوانسته نیروي شفادهي را بارها مورد استفاده قرار دهد.
پینوشت:
1- خوشایند زندگی خویشاوند مرگ، غلامرضا گلی زواره. نشر حضور
2- گوزن سیاه سخن میگوید. جان ج نیهارت. ترجمه ع.پاشایی، نشر میترا