هزاران زائر برای پرستش پسر 16 سالهای كه مردم او را بودای جدید میخوانند به جنگل های انبوه نپال هجوم آوردهاند. نام او رام بامجان است. رام با آرامش در زیر درختی در حال مراقبه است. عدهای از مردم مدعیاند نوری را مشاهده كردهاند كه از پیشانی وی ساطع شده است.
مریدان او ادعا میكنند كه وی از زمانیكه مراقبه خود را شروع كرده آب ننوشیده و غذا نخورده است. پزشكان محلی به دلیل اینكه تنها اجازه دارند نهایتاً تا حدود پنجاه متر به او نزدیك شوند تاكنون نتوانستهاند راجع به وضعیت سلامتی او توضیح زیادی بدهند و تنها گفته اند که تنفس او عادی است ولی خود او ضعیف است.
بامجان در فوریه سال 1990 در راتناپوری روستایی از نواحی بارا به دنیا آمد. او تا کلاس پنجم، در مورد مذهب بودا مطالعه کرد. سپس توسط سام بادور لاما از سادها، نگهبان هشتم از کمیته توسعه روستای چاتیوان او به عنوان راهب پذیرفته شد.
مادر او مایا دِوی میگوید: او خیلی با بقیه فرق داشته، هرگز با کسی مجادله نمیکرده و درگیر نمیشده، و با طبیعت برخوردی مسالمتآمیز داشته است، او هرگز با حیوانی جنگ نکرده یا به آنها آزاری نرسانده و هرگز هیچ نوع گوشتی هم نخورده است. مادر رام میگوید كه ایمان دارد خداوند او را تغذیه میكند.
براساس گزارشات، رام بامجان در 16 ماه می سال گذشته زمانیکه خانوادهاش در خواب بودند خانه را ترک کرده است. رام زمانی كه خانوادهاش در جستجویش بودند و او را زیر درخت انجیری در همان نزدیکی یافتند، گفت كه به خانه بروند و نگران او نباشند. در عرض چند روز رهبران بودایی محلی و اهالی روستا ادعا کردند که او تجسمی از بودای بزرگ است.
دلیل شهرت رام به بودا، نوع زندگی كنونی اوست كه شباهتهائی با زندگی بودا دارد. بودا در سال 543 میلادی در محلی 160 مایل دورتر از محل فعلی رام، متولد شد و پس از اینكه 49 روز در زیر درخت مقدس انجیر به مراقبه پرداخت به روشنبینی رسید. رام بامجان هم در زیر درخت انجیر در همان وضعیت نشسته است و به همان شكلی كه بودا مجسم شده بود.
هیچکس اجازه ندارد خیلی نزدیکِ او شود و او به هیچ سوالی پاسخ نمیدهد. در 24 جولای سال گذشته، بامجان چشمانش را باز کرد تا به برادرش بگوید او را «اُم نامو بودا گیانی» (سلام به بودای فرزانه) صدا کند. بامجان در ماه مارچ از محلی که در آن به مدت 10 ماه بدون خوردن آب و غذا مدیتیشن کرده بوده، ناپدید شد. بعد از ناپدید شدن به مدت 9 ماه، دوباره در شرق نپال دیده شد.
شرتسا، یکی از روزنامه نگاران محلی است که - برخلاف دیگران که اجازه نداشتند بیشتر از 50 متر به او نزدیک شوند، این رام را از نزدیک دیده است و میگوید بامجان به او گفته من بعد از آن كه ناپدید شدم در جنگل سرگردان بودم. او همچنین به شرستا گفته من به عبادتی سفارش شدهام که به مدت شش سال ادامه خواهد داشت. شرتسا می گوید موهای رام تا شانهاش رسیده است. او به صورت چهارزانو در زیر درخت کوچکی نشسته، و یک شال به رنگ خاکستری دارد که سینهاش را پوشانده است. رام بامجان یک شمشیر اسکیمیتار (شمشیری کوچک که یک لبه برنده دارد)، در کنارش دارد.
پیروانش میگویند: «زمانیکه دو بار مار او را نیش زده و به هیچگونه درمان پزشکی نیاز نداشته و خود بهخود شفا یافته است.»
منبع: سایتهای خبری تلگراف و رویترز