|
|
|
|
|
نشريه علوم باطني |
|
|
صداهايي از جهان ارواح
در
سال 1959 «فريدريش يورگنزن» سوئدي بهمنظور
ضبط صدای پرندگان به جنگلي در مجاورت استکهلم
رفت. در آن جنگل خلوت و آرام، صداي پرندگان را
ضبط کرد و به منزل بازگشت. در منزل، هنگامي که
نوار مربوطه را در ضبط صوت گذاشت تا صداهاي
ضبط شده را گوش دهد متوجه صداهايي عجيب و غريب
شد. صداها مربوط به پرندگان نبودند.
خيلي ساده از کنار مسئله گذشت و تصور کرد که
دستگاه ضبط صدا بر اثر تکانهاي اتومبيل در
راه خراب شده و لازم است آن را براي ضبط بعدي
که چند هفته بعد بود، تعمير کند. چند هفتهاي
گذشت فردريش مجدداً به جنگل رفت و مشغول ضبط
صدای پرندگان شد. هنگامی که به منزل بازگشت
نوار ضبط شده را در دستگاه پخش صدا گذاشت.
حسابي شوکه شده بود. صداي مادرش که 4 سال پيش
فوت کرده بود در کاست ضبط شده، شنيده میشد.
اصلاً باورش نمیشد. صدای مادرش در نوار ضبط
شده به گوش میرسيد که مي گفت: «فريدل، فريدل
کوچک من، صداي مرا ميشنوي؟» صدا مضطرب بهنظر
ميرسيد گويي گوينده با فشار بسيار زياد و به
سختی صحبت میکرد. فردريش مطمئن بود صدايي که
ميشنود صداي مادرش است...
|
بازگشت
|
|
|
|
|