|
|
|
|
|
نشريه علوم باطني |
|
|
سنت خواب آفرينها
زمان
بحراني بود. مردم مايل به حركت بودند و مرتب
ميگفتند بايد كاري كرد، بايد كاري كرد، ولي
تاراچيوا جادوگر ايروكوا هيچ اقدامي نميكرد.
او به تنهايي در زير آلاچيقي ساخته شده از
شاخههاي درختان
در اعماق جنگل نشسته بود. ديگر مردان دهكده در
حال رفت و آمد بودند آنها به اين سو و آن سو
ميرفتند، برنامهريزي
ميكردند
و به بحث و گفتگو با يكديگر ميپرداختند.
تاراچيوا بههيچكدام
از اين گفتگوها گوش نميداد.
او در آلاچيق خود راحت آرميده بود تا راهحلي
براي بحران موجود بيابد. اتخاذ چنين روشي براي
حل يك بحران بسيار عجيب بنظر ميرسد
ولي تاراچيوا قبلاً بحرانها
و مشكلات ديگري را هم به همين روش حل كرده بود
چون او به رؤياهايش ايمان داشت.
درست چهار زمستان قبل بود كه او در مورد اين
كه چگونه و در كجا به شكار گوزن شمالي بپردازد
خوابي ديده و به اين ترتيب قبيله از يك زمستان
سخت و طولاني جان بدر برد. و نيز در تابستان
گذشته او روش جديدي را براي ساختن دام در خواب
ديد و حالا تقريباً همه شكارچيان قبيله از آن
روش استفاده ميكردند... |
بازگشت
|
|
|
|
|